تبليغاتX
شطحیات جنون - فصل جدید زیستن
 

آیا واقع است و غالب میشود ؟!

چشمانم باز میماند تا ادامه را مهر تایید کوبد ...

زیستن ، فصل قدیمی من ، رنگی نو گرفته ...

رنگی همانند هراس و امید ...

سزاوارم ...

چون او خواسته ...

و او رسم بزرگان میداند ...

آخر بزرگان هدیه را پس نمی ستانند ...

فاصله میان دادن و ستاندن ...

همان بود و نبود ...

همان سکون دل و جنون درد است !!! 

شور و ترش ...

شیرین ...

تلخ ...

بی مزه و گاهی هم زبانی فاقد چشایی !!!

امروز فصل جدید زیستن ...

امید به ...

میدونی ...

با حرفام اسیرت نمیکنم ...

توکل میکنم ...

مثل همیشه ...

تا همیشه ...

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:21 توسط مسعود |