خواب بود یا که خیال ؟
تصویری موهوم از واقعیت است در من ...
نقش تارهای هم اندیشانم ...
مینوازند تار را ...
نقش واقع می شود ...
واقع غالب میشود ...
غالب در بر میگیرد روح مرا و مسخ می شوم به نقش موهومی در امتداد اندیشه ...
چه کسی خواب فلاسفه را بر آشفت ؟؟؟
جاریست هر چه هست و خالیست هرچه هست و ادامه دارد این فلسفه همچنان در حال هوای ما ...
فلسفه گسترش دارد به اندازه ی جهل بشر ...
و جهل ادامه دارد تا انسان هست ...
و تا انسان هست همه چیز همینگونه باقیست ...
چه کسی خواب فلاسفه را بر آشفت ؟؟؟
فلاسفه در جهل خود میلولند
منطق را لای چاک زخم موهومشان میفشارند !!!
التیام در جهل است نه منطق ...
شمایی که پرده ی منطق را بر چشم انداخته اید تا رسوا نشوید ...
من در خیال خود به خدا رسیدم ...
و جهل را خندیدم ...
و خدایم باقی نبود به اندیشه !!!
من امتداد دارم و یکی هستم چون خدا ...
و اینگونه است حال تک تک شما ...
اگر بدانید ...